دات نت نیوک
ﺳﻪشنبه، 31 اردیبهشت 1398

شب‌های بی ستاره

14 اردیبهشت 1397 17:28 | 0 نظر | امتیاز: با 0 رای

مامان بلند شد و گفت : دو تا ابجی با هم قهر نمیشن که.

اما من دلم شکسته بود.دلم میخواست همه ی حرف هایم را بزنم. کسی به فکر من نبود که آن شب چقدر توی حیاط مانده بودم تک و تنها.

زینب خانم که رفت تازه یاد من افتادند.مامان آمو و آرام گفت بروم زیر کرسی اتاق کوچک بخوابم. به خودم بود نمیرفتم ، تا صبح یخ می زدم و میمردم. رفتم توی اتاق، کنار دیوار پتو را کشیدم روی سرم.. با دستم روی پتو نوشتم : «کسی منو دوس نداره.»

 

 

 

این اثر، رمانی برای نوجوانان و با محوریت دختری به نام ستاره است که در جریان جنگ، تلخی‌های آن را تجربه می‌کند. ماجرای این داستان کاملاً واقعی است و در شهر قم اتفاق می‎افتد و در آن به بمباران شهر قم در سال ۶۴ نیز اشاره شده است.


امتیاز دهید Article Rating
نظرات

نام

ایمیل

وب سایت

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.