دات نت نیوک
یکشنبه، 27 آبان 1397

عاشقی به سبک ونگوگ

15 اردیبهشت 1397 17:36 | 0 نظر | امتیاز: با 0 رای

عادت نازلی شده بود که توی حرف هایش یا به خصوص وقتی صحبت از تابلوهایش می شد اعضای بدنش را دارای اراده ای مستقل فرض می کرد و انگار برای آن شخصیت مجزایی قائل بود. مثلا میگفت :

  • دست من به این سمت رفت یا چشم هایم مایلند که سبز ببینند یا پوستم آفتاب میخواهد.

گاهی فکر میکردم پس خودش کجاست؟ گاهی ساعت ها فکر میکردم و دلم میخواست نازلی را از محیط چشم ها و دست ها و انگشت ها و همه اعضای بدنش بیرون بکشم و مال خودم بکنم و انگار نازلی چیزی بود محو و دست نیافتنی که لابه لای اعضای بدنش به چشمم نمی آمد و در عین حال نمی شد به دستش آورد ، نمی شد لمسش کرد و خود خود نازلی را دید.

 

نامزد جایزه ادبی جلال آل احمد

نامزد جایزه قلم زرین

نامزد جایزه کتاب سال شهید غنی پور


امتیاز دهید Article Rating
نظرات

نام

ایمیل

وب سایت

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.