دات نت نیوک
ﺳﻪشنبه، 29 مرداد 1398
در کتابخانه شهید باهنر برگزار شد

نشست نقد و بررسی رمان ابدی + گزارش تصویری

29 آذر 1397 03:03 | 0 نظر | امتیاز: 5 با 1 رای

به نقل از مشرق: نشست رونمایی، نقد و بررسی داستان «ابدی»، نوشته «مهدی صفری» در پایگاه دائمی نقد کتاب شمیرانات واقع در کتابخانه شهید باهنر برگزار شد.

 

وجیهه سامانی، نویسنده و منتقد که اجرای این نشست را بر عهده داشت در ابتدا و در توضیح داستان «ابدی» گفت: «ابدی» داستان جوانی دانشجو و امروزی به نام «امیرعلی» است که ناخواسته و در جریان ماجرایی به سفر عتبات می رود و گرفتار داعش می شود. ادامه داستان نیز شرح تلاش های او برای فرار از دست داعش است.

وی ادامه داد: «ابدی» با ریتم آرامی شروع می شود اما رفته رفته شتاب زیادی می گیرد و بعد از 20 صفحه به نقطه اوج خود می رسد. همان ابتدا تکلیفش را با خواننده روشن می کند که با داستان اسارت، طرف هستیم. «ابدی» با دو روایت موازی در زمان حال و فلاش بک هایی به گذشته پیش می رود.
سامانی افزود: اصولا خشونت و پلشتی و سیاهی با ذات هنر سازگاری ندارد و هنر، تجلی گاه زیبایی هاست. اما هنرمند گاه مجبور است برای ثبت و ماندگاری وقایعی در تاریخ، به سراغ این تلخی ها برود که «ابدی» هم از این دسته آثار است.

نویسنده «خواب باران» با اشاره به نام رمان «ابدی» گفت: نویسنده با انتخاب نام «ابدی» قصد اشاره به مدافعان حرم داشته، اما عملا در اثر حضور مدافعان حرم چه ایرانی و چه عراقی کمرنگ است.

وی ادامه داد: زمانی که «ابدی» به چاپ رسید و در جریان جشنواره قلم زرین که کاندیدا هم شد با این اثر مواجه شدیم، با خودم گفتم کاش این داستان زودتر نوشته می شد تا در ماههای قبل که داعش در اوج ددمنشی و حضور در صدر اخبار رسانه های جهان بود. نوشته می شد تا اقبال بیشتری به آن شود. اما وقتی رمان را خواندم، دیدم بدون توجه به مرزهای جغرافیایی و ملیت ها، به خوبی توانسته پلشتی و حیوانیت این گروه منحرف متعصب مسلمان نما را به نمایش بگذارد و در واقع تا وقتی مظلومین در جهان از هر ملیت و آیینی مورد ظلم مستکبرین قرار می گیرند، این داستان تاریخ انقضا ندارد.

سامانی در انتهای بخش اول سخنانش تصریح کرد: دیکته نانوشته غلط ندارد و اگر چه انتقاداتی به «ابدی» وارد است اما در شرایط نامناسب نشر امروز و اقبال کم مخاطبان به مطالعه، هر نویسنده ای که وقت و توان و انرژی بگذارد و بنویسد، قابل احترام است.

 

ابراهیم اکبری دیزگاه، دیگر منتقد حاضر در جلسه بود که سخنانش را با درون مایه «ابدی» آغاز کرد و گفت: داستان «ابدی»، داستان امروز ما و جامعه ایرانی است. نویسنده در این رمان از یک «شدن» و سیرورت حرف می زند. این که یک جوان به یک مجاهد تبدیل می شود. وظیفه اصلی رمان، همین دعوت به شدن است. انسان موجودی است که باید حرکت کند و حرکتش به سمت بهتر شدن باشد. این داستان، از این حیث، قابل اعتنا است. متاسفانه گاهی رمان هایی می خوانیم که درون خواننده شان اتفاقی رخ نمی دهند اما «ابدی» از رمان هایی است که خواننده را به حرکت، دعوت می کند. آیه ای که در انتهای داستان آمده هم همین شدن و رفتن را نشان می دهد.

نویسنده رمان برکت با اشاره به مفهوم صبر، افزود: در آیین یهود، صبر، گناه کبیره است اما در قرآن، آیات زیادی در تاکید بر صبر وجود دارد. تنها موحدان هستند که صبورند و آدم کافر هیچگاه صبر نمی کند. راز مجاهد شدن شخصیت رمان «ابدی» هم همین صبر است.
اکبری دیزگاه ادامه داد: داستان «ابدی» در پایان به آخرت پیوند می خورد که قابل ستایش است. هر کسی که قیام کند تا کار مهمی انجام دهد، حظی از قیامت می برد.

نویسنده رمان شاه کشی تصریح کرد: خانواده ها در اکثر رمان های امروز، سیاهند و هر کدام از اعضای خانواده در آن با مشکلی مواجه هستند اما در «ابدی» با خانواده ای روبرو هستیم که شیک است و روابطی سنجیده دارد. پدر و مادر در این خانواده هنوز عاشق هم هستند و رابطه پدر- پسری، خواهر-برادری و مادر-پسری در آن به خوبی ترسیم شده است.

در ادامه نشست، دیگر بار وجیهه سامانی رشته سخن را به دست گرفت و درباره وجوه فرمی «ابدی» گفت: تکنیک مهمی که در «ابدی» از آن استفاده شده، تکنیک فلاش بک است که یکی از سخت ترین و اتفاقا پرکاربردترین تکنیک های داستان نویسی ست. فلاش بک در واقع شکستن روایت خطی داستان است و زمان را در اثر متوقف می کند، لذا باید با ظرافت کامل و به جا از آن استفاده کرد. «ابدی» با اینکه موضوع آزاردهنده و تلخی داشت، اما به دلیل همین فلاش بک ها که حکم سوپاپ و زنگ تنفس را داشت برای خواننده قابل پیگیری بود. البته در برخی جاها، این فلاش بک ها متناسب با روحیه و حال و هوای شخصیت اصلی در زمان حال نبود. برخی از این فلاش بک ها نیز دچار اطناب بود و کاملا قابل حذف بود.

این نویسنده و منتقد در پایان سخنانش مواردی از ویژگی های «ابدی» را به صورت تیتروار بررسی کرد و گفت: شخصیت پردازی امیرعلی در «ابدی» جای کار بیشتری داشت تا این میزان از تغییر و تحول باورپذیرتر باشد. بهتر بود سفر آن ها به شهر سامرا می بود، چرا که در سالهای اخیر، شهر کاظمین از امنیت بیشتری برخوردار بوده است. دو خواهری که در انتهای داستان با آنها روبرو می شویم فقط در عرض 3 صفحه وارد داستان و از آن خارج می شوند که حجم کمی است و به عنوان ناجی امیر علی پرداخت بیشتری می طلبید و سوالات زیادی در ذهن خواننده ایجاد می کرد که متاسفانه رها می شود. حضور مدافعان حرم در «ابدی» کمرنگ است و فقط یک مدافع حرم عرب به نام هشام را می بینیم. فرجام رمان، خوب و روحیه بخش است و چند توصیف خوب و دلنشین در «ابدی» دیده می شود. یکی از این توصیف ها مربوط به توصیف مرگ امین است و دیگری مواجهه امیرعلی با ترس ذاتی خود.

ابراهیم اکبری دیزگاه در بخش پایانی سخنانش با اشاره به روایت رسانه ها و فرماندهان نظامی از داعش، گفت: روایت رمان نویس باید با این روایت ها فرق کند و رمان نویس باید به سراغ ریشه ها برود. یکی از نقاط ضعف «ابدی» این است که مثل یک گزارشگر رسانه ای با داعش روبرو می شود و درباره سابقه و زمینه های شکل گیری داعش، دقیق نمی شود. درباره وضعیت داعش از زبان خودشان، کتاب های زیادی منتشر شده که می توانست به مهدی صفری برای نوشتن «ابدی» کمک کند. کتاب هایی از جمله؛ 10 روز با داعش، رستاخیز داعش و خاطرات ابومصعب زرقاوی. برای نوشتن چنین رمان هایی لازم است که داعش را از منظر متون خودشان مورد بررسی قرار دهیم.

نویسنده رمان شاه کشی افزود: اگر در مدینه (به معنای عام) به لحاظ حقوقی و انسانی، افراد را نادیده گرفتیم، داعش تشکیل می شود. در زادگاه من، تالش، برخی حقوق افراد نادیده گرفته شد و همین امر سبب شد که 600 نفر به داعش بپیوندند.

اکبری دیزگاه در پاسخ به یکی از حضار که پس از خواندن «ابدی» دچار ترس شده بود، گفت: اتفاقا رمانی که موضوع داعش دارد، باید موجب ترس بشود تا خطر نزدیک شدن داعش به مرزهای کشور را گوشزد کند.

 

در پایان نشست، مهدی صفری گفت: من عادت دارم که هر موضوعی که قابلیت داستانی دارد را با فرمت خودم در یک صفحه می نویسم. من تعدادی از این نوشته ها را داشتم که احساس می کردم یکی از آن ها یا چندتایشان را بسط داده و تبدیل به رمان می کنم. در بین این موضوعات، بیشتر مسائل خانوادگی مطرح بود و هیچ وقت به نوشتن رمانی درباره مدافعان حرم یا داعش فکر نمی کردم. سال 91 عبارت «شهید مدافع حرم» را شنیدم و کنجکاو بودم که این موضوع را پیگیری کنم. به همین خاطر عضو برخی سایت ها و پیج های اینستاگرام شدم. کلیپی از دفن یک شهید مدافع حرم دیدم که خیلی غریبانه بود و تعداد کمی برای تشییع آمده بودند. مادر شهید می خواست چهره شهیدش را ببیند اما یک نفر مانع می شد. مادر شهید اصرار داشت که هر طوری هست چهره فرزندش را ببیند اما بالاخره نگذاشتند و شهید را دفن کردند. آخر کلیپ نوشته بود که این جوان شهید، اصلا سر نداشته است! این موضوع تاثیر زیادی در من گذاشت.

نویسنده ابدی ادامه داد: سال 92 مادرم با من تماس گرفت و گفت یکی از اقوام دورمان در سوریه زخمی شده و او را به یکی از بیمارستان های تهران آورده اند. چون خانمش شهرستانی است، شب ها در نمازخانه بیمارستان می خوابد و من می خواهم او را به خانه مان دعوت کنم. من آنجا برای اولین بار یک مدافع حرم را دیدم. این مدافع حرم روی تله انفجاری رفته بود و پایش را 9 بار قطع کردند! او یک پسر کلاس پنجمی داشت که وقتی فهمید پای پدرش را قطع کرده اند، بی قراری می کرد و همه سعی می کردند آرامش کنند. همان روزها مطرح بود که مدافعان حرم برای جهادشان پول می گیرند و من با خودم می گفتم که این صحنه ها چند می ارزد؟ رفتم  تحقیق کردم تا ببینم چقدر پول می گیرند اما فضا بسته بود و من به سختی بر سر مزارهای شهدای مداف حرم می رفتم و با خانواده شهدای فاطمیون ارتباط می گرفتم.
صفری افزود: پس از مدتی احساس کردم که یافته هایی دارم که می توانم درباره آن رمانی بنویسم. برای من این سئوال بود که جوان موفق در ایران چه تعریفی دارد؟ من با خیلی ها صحبت کردم و این رمان اگر چه واقعی نیست اما داستانک های آن واقعی است.

قبل از سخنان نویسنده رمان «ابدی»، برخی حضار نیز نظرشان را درباره این داستان بیان کردند. برخی از این اظهار نظرات چنین است:
-  تغییرات شخصیتی امیرعلی در «ابدی» برای من به عنوان یک مادر دور از انتظار نبود. در انقلاب اسلامی هم دیدیم که برخی افراد، ناگهان تغییر کردند و در مسیر انقلاب قرار گرفتند.
-  به رغم خواندن این رمان، هنوز ابهامات زیادی برای من درباره داعش باقی مانده است.
-  این کتاب یک شاهکار بزرگ است. اوج ترس و وحشت از داعش را به خوبی نمایش می دهد. در «ابدی» برخی کلمات و توصیفات غیر اخلاقی دیده می شود که شایسته است از آن حذف شود.

-  نویسنده «ابدی» قلم شیوایی دارد و من به عنوان یک مادر که فرزندم در همین کوچه پس کوچه های محله امیرعلی بزرگ شده، ترسی به دلم افتاده که سرنوشت فرزند من چگونه خواهد شد!
-  خواندن این کتاب، روحیه ای قوی می طلبد و در «ابدی» با واقعیت های تکان دهنده ای روبرو می شویم.

این نشست با رونمایی از کتاب ابدی و امضای کتاب حضار توسط مهدی صفری به پایان رسید.


امتیاز دهید Article Rating
نظرات

نام

ایمیل

وب سایت

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.